عجبم از این همه لطف؟!

 

سلام به شما هموطنان گرام و خوانندگان ثابت و یاران قدیم و جدید.اول از همه از محضر شما خوبان عذر خواهی میکنم چون دوباره چند نفر که معلومه حالشون زیاد خوب نیست بدجوری تو چند روز گذشته کولاک کردند.مجبورم علنی و همینجا جوابشون رو بدم پس بدخلقی من رو به بزرگواری خودتون ببخشید....

آی شماهایی که تو یکی دو هفته گذشته مثل زالو افتادید تو زندگیم و با چرندیاتتون سعی دارید حال من رو بد کنید.....

یکی تمام فحشایی رو که تا حالا نشنیده بودم لطف کرده بودید و ابراز فرموده بودید...

دیگری این متن رو برای من میل کردید:

تویه ایرانی آشغالی که رفتی مهاجر شدی.....هر چند که شما ذات کلا بی شرف وحیوون صفت هستین....حالا بد نیس یکم آدم شدن یاد بگیری مادر و پدر که نداشتی یادت بدن...هر چند اونایی که داشتنم....آدم نشدن...ایرانی برابره با آشغال نژادپرست.....و محتاج آزادی...و بی بنده باری...هههههههههههههه

یک نفر دیگه  لطف کرده بودید چیزایی گفته بودید که من در بی بند و بار ترین کشور دنیا هم ندیدم و نشنیدم...

میخواهید چی رو ثابت کنید؟

فکر کردید چون من زن هستم و تنها و .... از پس شما و امثال شما برنمیام؟

البته که بر میام اما نه اونجوری که شماها فکر میکنید.فکر کردید حرف بد بزنید منم همونطوری جبران میکنم !!!!

اینا در شان من نیست حتی پاسخ گویی به شما رو حد خودم نمیبینم ...چرا که شماها اگه حالتون خوب بود که روز و حالتون از این بهتر بود.

به فرمایش یکی از بزرگان انسان از این دنیا چشم فرو نخواهد بست مگر تجربه بکنه گناهی رو که به دیگری نسبت داده.

تو این همه سال سختی های زیادی رو تجربه کردم.این جا خونه منه.مینویسم برای اهلش.

عزیز دلم ناراحتی نیا و نخون.مجبور که نیستی.مگه برات دعوت نامه فرستادم؟

نمیدونم چه دردی یا چه مشکلی دارید؟! کاری از من نوعی هم بر نمیاد.تنها کاری که میتونم بکنم اینه که برای سلامتی شماها دعا کنم.

در ضمن بدونید اونقدر تو این سالهای اخیر سختی کشیدم و سرد و گرم چشیدم که حسابی پخته شدم...من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم.

وقت خودتون رو اینجا تلف نکنید.من یکی قوی تر از این حرفها شده ام  که یک مشت اراجیف شما دیگه نه دلم رو بشکنه و نه بدنم رو بلرزونه...

به جای گذاشتن وقت برای هتک حرمت به حریم دیگران برید چهار تا کتاب بخونید و با چهار تا آدم درست و حسابی معاشرت کنید بلکه انسانیت رو فرا بگیرید.

اینم که اومدم نوشتم فقط به جهت اون دیگر دوستان وبلاگ نویسه که متاسفانه مثل من هر ازگاهی دچار این ترش رویی ها میشن...

دوستم...دوستام...دشمنانم....من همتون رو دوست دارم و همین جا اعلام میکنم می بخشمتون چون واقعا محتاج به بخشش هستید....

واسه ناراحت کردن من یکی دیگه تلاش نکنید چون به مرحله ای رسیدم که هیچ خشمی رو تجربه نمیکنم...

از شما بخیر ...از من بسلامت

قسمت نظرات هم بازه.هر چقدر دلتون میخواد تشریف بیارید و علنی ابراز محبت بفرمایید.ملالی نیست.

من همچنان دعاگوی شما خواهم بود...در پناه حق

 

آها تا یادم نرفته برای اون دوستانی که فرموده بودند در باب اسم من و زندگیم...اسمم ریحانه است ...من یک زن تنها در آستانه فصلی سرد نیستم بلکه برعکس...من ریحانه هستم زنی بسیار قوی و محکم در آستانه شروعی دوباره...در آستانه نو شدن و جوانه زدن...در آستانه فصلی گرم...

و اینها مقدر نیست مگر به لطف خدا...پس وقتتون رو اینجا تلف نکنید...

 

 

/ 26 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

رینا سلام من که هر چی بهت بیغام میدم جه اینجا چه فیس بوک جواب ندادی از من ناراحتی ؟/؟؟ کار بدی گردم ؟/؟ رمز بست بعدی تو بهم میدی ؟

احمد

حال کردم با جمله ای که گفتی زن تنها در ابتدا یه فصل سرد نیستی موفق وپیروز باشی

درباره بانک rbc نظر تون چیه ؟ کدام بانک درکانادا برای دانشجوها بهتره مخصوصا درانتا ریو نظر تون درباره اسکوشیا بانک خوندم برای این سوال کردم گفتم شاید دراین مدت بانک دیگری باخدمات بهتر پیدا کرده باشین ممنون پاینده باشین

علی

سلام، لطف می کنید در مورد جو مرکز شهر و اطراف ونکورر نیز توضیح بدهید؟ میخوام بدونم منطقه ساکت و آرامی هست یا اینکه شلوغی و شور و هیجان شهر های بزرگ رو داره. متشکرم

علی

راستی، در مورد منطقه Maple Ridge چیزی میدونید؟ در این منطقه قیمت خونه های ویلایی به نسبت خیلی مناسب تر از جاهای دیگه ونکورر هست در عین حال که زیبا و لوکس هستند. مثلا من تو West Vancouver که اعیان نشین هست و در British Properties که بهترین نقطه آن هست ملم زیر 5 میلیون دلار ندیدم. در واقع اکثر املاک این ناحیه بین 15 تا 25 میلیون هستند. اما تو Maple Ridge خانه هایی هست که از زیبایی و کیفیت به همان خوبی وست ون هستند حال از نظر متراژ کمی کوچکتر و از نظر گستردگی نیز کمتر اما با زیر 1 میلیون می توان اقدام به خرید کرد.

آزیتا

عزیز دلم سلام . اولاً که کی مهربان تر از خودت ؟ !! ثانیاً چون بخش نظرات آخرین پستت بسته بود اینجا ازت تشکر میکنم بابت این همه وقتی که میذاری و مطالبی به این مفیدی و زیبایی مینویسی . بعضی وبلاگها درست مثل دایره المعارف از آب درمیاد ، یکی اش هم وبلاگ توست بانو . خسته نباشی ، خدا قوت .

پاییز

سلام خانومی خوبی؟همیشه بودم وخوندم وبلاگ زیباتو ولی نظر نزاشتم الانم برات آرزوی بهترینهارو دارم شاد باشی و سلامت.

علی

راستی، منطقه ریچموند چه جور جایی هست؟! چون من هر دفعه اسمش رو می شونم یاد ریچمومد لس آنجلس میفتم که پر از خلافکار و ... است.

کوچه ای بی انتها

ریحانه جان چرا خودت رو اینقدر زحمت میدی که حتی جواب بدی؟ این دوستان روانی اصن فرقی نداره براشون که شما مرد هستی یا زن، تنهایی یا غیر تنها، اونها دوستا دارن حالا به هرعلتی که خدا و پزشکان ازش اطلاع دارن بیان و چرندیاتی بگن. حتی برای من هم گاهی بندرت چنین چیزایی میگن. اصن بروی خودت نیار که بهترین کار همینه.