عشق زبان آموزی

عرض سلام و ادب .

چند سال پیش استادی داشتم که تاثیر ایشان بر من و افکارم بی حد بود.سر یکی از کلاسها به شوخی مثلی رو عنوان کردند و من جواب ایشان رو بلافاصله دادم.این جوری مودتی بین من و خانوم دکتر ایجاد شد که مقدمه ای شد برای مثال زیر...

البته قبلا هم فکرکنم از ایشون سخن گفته بودم بماند که الان نمیدونم کجا ولی یک جایی اشاراتی به ایشون داشتم حالا یا تو وبلاگم یا تو اینستا یا بماند....

این خانوم گل که دکترای زبان شناسی داشت و مدتی من شانس شاگردی ایشان رو داشتم بذر و پایه و عشق زبان و زبان شناختی رو در دل من کاشت طوریکه تا امروز و در تمام طول عمرم بعد از شناخت ایشون تنها آرزوی من درس خوندن تنها در یک رشته است و اون linguistics ( زبان شناسی ) هست.

متاسفانه یا خوشبختانه اینجا برای این رشته اپلای هم کردم و قبول هم شدم اما....بازار کار این رشته تنها به شرطی عالی است که شما دکترای این رشته را داشته باشید و در غیر این صورت با داشتن مستر و بچلر و اینا مطلقا کاربرد نداره و شما تنها میتوانید استادیار دانشگاه بشید.یعنی در یک کلام درآمد نداره.برای تحقق این امر هم یعنی حدود 8 تا 9 سال....باید زمان اختصاص بدی که خوب من به خاطر شرایط خاصم که باید کار کنم و نمیتونم فول تایم درس بخونم خواه ناخواه این موقعیت رو از دست میدم.

حالا چرا اینا رو گفتم.همون طوری که قبلا هم گفته بودم از روزی که اومدم ونکوور سعی کردم روسی و فرانسه رو کلا بزارم کنار و فقط توجه ام روی انگلیسی باشه.

چرا که شما تنها اگر در یک زبان به قدر کافی خوب باشید و اون انگلیسی باشه در نهایت عاقبت بخیر خواهید شد.

اما خوب برای یکی مثل من که دلش با شنیدن آواهای دیگه غش میره و میخواد از هر زبونی چند تا کلمه بلد باشه و این کار یعنی عشقش خب یکم سخت میشه اوضاع.چند روز پیش دوتا خانوم روس اومده بودند در محل کارم . شایدآخرین باری که روسی حرف زدم پارسال تو محیط کارم بود برای یکی دوتا از مشتریها که فقط به خاطر من می اومدند تو استور و من با حرف زدن با اونها سعی میکردم دانسته هام رو فراموش نکنم.....تا چند روز پیش.

دیدم این دوتا بنده خدا که سنی هم ازشون گذشته بود و انگلیسیشون هم قربونش برم دارن خودشون و تیکه و پاره میکنند تا یک چیزی رو به همکار محترم بنده تفهیم کنند....بنده خدا اونا فکر میکردند دارند انگلیسی حرف میزنند اما من می شنیدم از هر 10 تا کلمه یکیش هم انگلیسی نبود.با این که اجازه ندارم موقع دیل کردن با کاستومرم با کس دیگه ای حرف بزنم رو کردم به یکی از اون بانوان محترم و به روسی گفتم اگه چند لحظه صبر کنید من کمکتون خواهم کرد.

عکس العمل اون دوتا یک طرف که انگار فرشته نجات پیدا کردن ...عکس العمل همکارام از طرف دیگه خیلی جالب بود.

خلاصه کارم که تموم شد رفتم و سعی کردم....یعنی واقعا چون صادقانه بگم از اون روسی سلیس هیچی باقی نمونده تو ذهنم ....اما اون ته ذهنمو جارو کردم و تونستم اون بندگان خدا رو راه بندازم.

بماند که بعدش خیلی مورد لطف و عنایت و تشویق دوستان عزیزم قرار گرفتم...اما شب که رسیدم خونه با خودم فکر کردم خوب حالا اگه یک مشتری فرانسه هم بود میتونستم باهاش دیل کنم؟؟؟

اومدم خونه و چندتا ویدیو نگاه کردم....نه فرانسه رو واقعا یادم رفته بعلاوه این که واقعا فرانسه ام هیچ وقت به خوبی روسیم نبود...

حالا تجربه اون روز باعث شد با خودم فکر کنم شاید فرصت دانشگاه رفتن رو (البته واقعا حصله درس خوندن رو ندارم....هیچ درسی الا همین یک مورد ) به دو سه سال آینده موکول کنم اگر.....اگر عمری باقی باشد....حالا ببینیم چه شود.

اما اگر عمری باقی بود تا اون موقع یک کم رو مهارتهای سابقم کار کنم.البته نمیدونم الان به صلاح هست مجددا اون زبونها رو اکتیو کنم یا نه...چون وقتی شما به بیش از دو زبان غیر از زبان مادری تکلم کنید ادغام و ترکیب کلمات در محاوره مخصوصا خیلی به چشم میخوره و مثل بنده که گاهی احساس میکردم زبانم خیلی خوبه بعد میدیدم هیچ کس هیچ چی نمیفهمه چرا که زبان ما شده بود آجیل نوروز و تو یک ترجیع بند یکی در میون از هر زبونی یک کلمه ای گفته میشد و بر حسب همون تجربه ها کلا ترجیح دادیم فقط دو زبانه باشیم.....اما این عشق بدجوری غلقلکمان میدهد که دوباره در آینده ای نزدیک....شاید...دوباره نقب بزنیم به انبار خاطراتمان....خدا رو چه دیدی؟

شاید دوباره این مهارتها احیا و بازسازی شد....آرزو که بر جوانان عیب نیست.

بماند...از تاخیرم در پاسخ گویی در ایمیلها و کامنتهای دو پست قبل همچنان شرمنده هستم و جدا در یک روز بیشتر از چند ایمیل رو نمیتونم جواب بدم.برای همین لطفا تحمل بفرمایید در همین روزها نوبت به پاسخ شما بزرگوار هم خواهد رسید.

برای همه شما خوبان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.در پناه حق

 

 

 

/ 13 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

سلام عزیزم ؟ خوبی؟ دلم برات تنگ شده . ایشالا سال خوبی رو پیش رو داشته باشی فقط خواستم بگم به یادتم[قلب][ماچ]

majid.mh

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من یه پسر جوون مذهبی و البته به شدت مذهبی هستم و فکر می کنم تقریبا سنخیت زیادی با هم نداریم اما از خوندن وبلاگ شما لذت میبرم نمی دونم چرا ، شاید به خاطر اینکه حس می کنم یه نفر بدون قصد و غرض خاصی داره تجربیاتش رو در اختیار دیگران قرار میده به قول شما : بگذریم ! [نیشخند] موفق باشید .

majid.mh

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه من یه پسر جوون مذهبی و البته به شدت مذهبی هستم و فکر می کنم تقریبا سنخیت زیادی با هم نداریم اما از خوندن وبلاگ شما لذت میبرم نمی دونم چرا ، شاید به خاطر اینکه حس می کنم یه نفر بدون قصد و غرض خاصی داره تجربیاتش رو در اختیار دیگران قرار میده به قول شما : بگذریم ! [نیشخند] موفق باشید .

کوچه ای بی انتها

سلام بالاخره رخ نمودید ریحانه خانم[لبخند] سر درنیاوردم این قضیه کتاب چی هست اصلا. اگه میتونید یه خط یا یه حدودی از موضوع رو بگید ببینم در حد و اندازه اش هستم یا نه. منم اتفاقا خیلی زبان دوست دارم ام متاسفانه خیلی خنگم تو این زمینه و کم حافظه[ناراحت]

مهدی

سلام. خواننده قدیمی شما هستم. کمکی که خودم از دستم بر نمیاد ولی یک سایت فوق العاده حرفه ای در زمینه ترجمه هست به نام ترجمان و واگویه که جگر آدم حال میاد با مقالاتی که میذاره

Amir

reyhanah khanom afarin be shoma ba in poshtekar.vaghan zan ghavi , mohkai hastid.delam mikhad dokhtaram mesl shoma ba eradeh bashe.man kasi ro nemishnasam ke komaketon koneh vase tarjomeh ama doae khir man va maryam jan badraghe rah shoma bashe.

کیت

من همیشه تو رو تحسین میکنم ریحانه جان چون خیلی پشتکار و اراده داری و دلم میخواد تو خیلی موارد شبیه تو باشم.من ایمان دارم که تو هر روز میتونی مهارتها رو افزایش بدی و موفق تر بشی. هميشه شاد و سلامت باشي نویسنده زیبا رو[ماچ][قلب]

سمیرا

سلام بر شما سال نو شما مبارک دوست عزیز، امیدوارم سالی پر از برکت و موفقیت داشته باشید توام با سلامتی من و همسرم قصد مهاجرت به فردریکتون رو داریم برای ادامه تحصیل، یک سوال از شما داشتم که امیدوارم بتونید به من کمک کنید. به نظر شما برای اقامت در این شهر بهتره از ایران و از سایت های املاک خونه انتخاب کنیم یا بیایم اونجا و در هتل ساکن بشیم و دنبال خونه بگردیم و یا به خوابگاه متاهلین بریم؟ راستش اونقدر سرمایه هم نداریم که خدای نکرده ضرر کنیم، بنابراین اگه امکان داره راجع به قیمت خونه های فردریکتون یا سایت مفید برای سرچ املاک به من کمک کنید. لطفا جواب رو به ایمیلم بفرستید(اگه زحمتی نیست) ما پاییز 2015 باید دانشگاه UNB باشیم و من کمی استرس دارم چون کسی رو اونجا نمیشناسیم و در مورد زندگی هم خوشبختانه سایت شما در مورد شهر فردریکتون به من کمک کرد و منو کمی با شهر آشنا کرد. ممنون از شما

نیوشا

ریحانه جون خیلی خوب میشه اگه قسمت نظرات رو برای هر پست باز بزارید لطفا.اینجا خونه شماست و ما طابع نظر شما.اما گاهی اوقات برای گذاشتن یک نظر بایددنبال پستی باشیم که آزاد باشه.ممنونم

کوچه ای بی انتها

بله خوب تنهایی آدم رو احتمالا دیوانه هم میکنه ظاهرا. خواستم ادای آدمهای مثلا فروتن رو دربیارم. زبان انگلیسی بنده اتفاقا هنوز از فرانسه خیلی خیلی بهتره متاسفانه یا خوشبختانه.